احزاب سياسی قزاقستان                                                                   

 نویسنده :                                                                                          جلات خان زاهد فیاض

شکل گیری جریان های سیاسی و گروهی در قزاقستان ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد، ولی تفاوت های زمانی ومکانی چگونگی موجویت و ظهور چنین گروه ها و جریان ها را تحت تاثیر قرار داده تا باعث تغیر چهره و رویکرد همچو تحرکات در محدوده های نوین شده است، با صرف نظر از دوران های بسیار دور تاریخی سیاست های باز گوربا چف آخرین رهبر شوروی سابق بهترین فرصت بود تا تحرکات خاموش خود را سامان ببخشد و برای رهایی از چتر واحد (شوروی) آماده شوند.

 به هر ترتیب، قزاقستان در پی کسب استقلال با داشتن منابع سرشار زیرزمینی و انبار سلاح های هسته ای یکباره مورد توجه جهانیان قرار گرفت.این در حالیست که شوروی و هم جانشین آن ( روسیه امروز) بصورت فعال در صحنه تعاملات بین المللی حضور نداشت مبنی بر آن رهبری قزاقستان بنابر صلاح دید، با ارزش های ایدئولوژیکی کمونیزم کم کم وداع ګفته و راه جدید ( تمایل به غرب) را درپیش گرفت. پس از برګذاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری قزاقستان، اصلاحات دموکراتیک درین کشور شکل گرفت تا اینکه در سال ۱۹۹۳م قزاقستان موفق به تدوین قانون اساسی شد. مبتنی بر همین قانون اساسی شهروندان قزاقستان منبع اقتدار ملی و صاحب حقوق مدنی و آزادی های دموکراتیک شناخته شدند.

« در قانون اساسی قزاقستان حقوق مجامع، احزاب و جنبش ها تضمین گردیده و تنها گروههای که به تعصبات نژادی، ملی گرایانه و یا مذهبی دامن میزند وهمچنان گروههای که تصمیم به از میان بردن و تعویض قانون اساسی دارد ازین قانون مستثنی میباشد.

بهمینگونه  احزاب سیاسی مجاز نیستند که بر اساس دین و مذهب تشکیل شوند، و مجامع وانجمن های مذهبی نیز نباید اهداف سیاسی داشته باشد»(۱).

در روشنایی همین زمینه حقوقی ناشی از قانون اساسی کشور بود که تشکیل احزاب مشروعیت یافت و احزاب که پس از استقلال قزاقستان عرض وجود کرده بودند رسمیت یافت.

لازم به ذکر است که شکل گیری احزاب در ابتدأ شکل گروهی و یا ملی گرایی داشت،چون قزاقستان یکی از جمله کشورهای کثیر الملۀ، جهان است،  روسها بعد از قزاقها اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل میدهد، برهمین اساس ابتدأ تحرکات ملی گرایی از جهش خاص برخوردار بود، حزب آلاش که در جنوب قزاقستان فعال است، یکی از نمودهای مهم ملی گرایی قزاق است، و برخلاف حزب وحدت (اسلاوها) درمیان روسها در پاسخ به ملی گرایی قزاقی هسته ګذاری شد، با توجه به همین اوضاع شخص نظربایف از درایت سیاسی خویش در جهت رفع همچو معضل اقدام کرد، اما قبل از آن به بیان الگوی ملی گرایی دیگری در جامعه نو ظهور قزاقستان مقارن کسب استقلال کشور و  بعدها میپردازیم.

« در شهر آلماتا مرکز اسبق قزاقستان که روسها بیشتر از قزاقها به چشم میخورند، دو حزب ملی گرا به نام ادینستوو ( وحدت) درمیان اسلاوها و آذات (آزادی) درمیان قزاقها به ثبت رسیده است. ادینستوو بیشتر یک جنبش است تا حزب سیاسی و در واکنش به توسعه گرائی های ملی گرایانه قزاق ها ایجاد شده است. برخی از غیر اسلاوها نیز که از این تهدید مشترک ( توسعه قزاق گرایی) نگران هستند به آن پیوسته اند! ولی حزب آذات برگسترش زبان قزاقی تاکید دارد، هر دو حزب می کوشند زبان مورد حمایت خود را توسعه دهند و هر یک دیگر خود را بهره گیرنده از امتیازات ویژه قومی میدانند. حزب آذات باحزب ملی گرای ژلتو کسان و نیز حزب دموکراتیک ملی و حزب جمهوری خواه را ایجاد کرد، حزب وحدت خلق نیز که اساساً یک جنبش اجتماعی – سیاسی است، میانه  رو و مخالف ملی گرایی افراطی میباشد. این حزب خواستار ایجاد و بهبود هماهنگی روابط قومی در قزاقستان میباشد، هر چند به گروههای سیاسی کم و بیش اجازه فعالیت سیاسی داده شده است، ولی عملاً قدرت در دست نخبگان پیشین است»(۲).

شکی نیست که منبع اصلی اقتدار در قزاقستان نخبگان پیشین و شخص رئیس جمهور است، اما جوامع بسته و تازه وارد به عرصه حقوق و آزادی های دموکراتیک علاوه بر آنکه استعداد رقابت سالم و یا تشکیل نهادهای رهبری کنند فراگیر سیاسی را ندارد. بلکه در اکثر مواقع و موارد فورمول های کاری گروهای احساساتی ناشی از آزادی های مفرط سیاسی موجب از هم گیسختگی و انفجار اجتماعی و سیاسی را هم فراهم می کند. بنابر آن باید دستیابی به حقوق سیاسی و رقابت فراگیر جهت نیل به قدرت سیاسی را در وسعت و گستردگی فرهنگ سیاسی و دموکراتیک جستجو کرد که این آمال بیشتر از هربهای دیگر زمان میگیرد .  هدف از اعمال محدودیت ها از سوی رژیم حاکم، حفظ و تحکم وحدت ملی، ترویج وفاق سالم اجتماعی، زنده گی مسالمت آمیز ذات البینی درمیان اقوام مذاهب و ادیان موجود در قزاقستان و دست یافتن به رفاه اجتماعی و اقتصادی است، اما تعبیر مخالفین از عملکرد دولت به مفهوم سرکوبی و سانسور صدای مخالفین و طرد ایشان از صحنه سیاسی کشور است.

ادامه نوشته

تشکیلات اداری و ساختاری دولتی قزاقستان

نویسنده                                                                                                  جلات خان زاهد فیاض

۱ـ تشکيلات اداری :

قزاقستان کشوری وسیع است که در قلب دوقاره آسیا و اروپا قرار گرفته، این کشور باداشتن وسعت سرزمینی اش به نواحی مختلف جغرافیایی اعم از اقلمی، نژادی و واحدهای اداری و شهری تقسیم گردیده. قسمت های شرقی و جنوبشرقی این کشور را نواحی کوهستانی و قسمتی از آنرا دشت های وسیع در مناطق مرکزی و شمالی تشکیل میدهد. پس چنین تفاوت های موجود طبیعتاً تاثیرات خویش را بر تشکیلات اداری این کشور برجا گذاشته است، عنصر دوم تاثیر گذار بر تشکیلات اداری هر کشور جمعیت است، قزاقستان از لحاظ نفوس برعکس وسعت خاک آن، نفوس کمتر دارد.

«طبق سرشماری سال ۱۳۸۴هـ ش جمعیت قزاقستان ۱۵،۵میلیون نفر در آورده شده که بر این اساس به هر ۵،۵ قزاق 1km2 زمین میرسد»(۱) ولی اگر از لحاظ گستردگی اراضی به این کشور نگاه کنیم، قزاقستان درمیان جماهیر شوروی سابق بعد از روسیه از جایگاه ویژه برخودار است.

«وسعت آن ۲۷۲۴،۹کیلومتر مربع است، که بنابرین قزاقستان دومین کشور بزرگ در جمع کشورهای مشترک المنافع و نهمین کشور بزرگ دنیا پس از روسیه، کانادا، چین، آمریکا، برازیل، استرالیا، هند و ارجنتاین میباشد»(۲).

با در نظر داشت موارد یاد شده جمهوری قزاقستان به ایالات های تقسیم گردید که همه تابع حکومت مرکزی هستند و رول کلیدی را در امر تصمیم گیری ها حکومت مرکزی دارد. درکل قزاقستان به ۱۴ایالت و دو شهر بزرگ تقسیم گردیده که ذیلاً به معرفی آنها میپردازیم.

۱ـ اقموله

۲ـ آفتوبی

۳ـ آلماتی

۴ـ آتیراو

۵ـ باتیس قزاقستان

۶ـ ژامبیل

۷ـ قراغانده

۸ـ قوستانای

۹ـ قزل اورده

۱۰ـ منغیستاو

۱۱ـ اونتستیک قزاقستان

۱۲ـ پاولادار

۱۳ـ سولیتستیک قزاقستان

۱۴ـ شغس قزاقستان

و دو شهر بزرگ آن عبارت است از :

۱ـ آستانه پایتخت قزاقستان

۲ـ آلماتا پایتخت اسبق قزاقستان و بزرگترین شهر تجارتی آن کشور محسوب میشود.

ادامه نوشته