تاریخچه روابط روسیه و گرجستان
جلات خان زاهد فیاض
پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیروهای نظامی روسی در گرجستان که از زمان شوروی درچهار پایگاه نظامی و ازیان، گوداوتا، باتومی و آخالکالاکی مستقر بودند. درین پایگاها حدود ۷۰۰۰ سرباز، ۱۵۳دستگاه تانگ، در حدود ۲۴۰نفر بر و ۱۴۰سیستم توپخانه ای مستقر بود.
در ابتدا موجودیت این پایگاه ها و سرنوشت آینده آن به عنوان یکی از موارد اختلاف در روابط دو کشور بروز کرد. بدلیل همین اختلافات بود که روسیه توانست گامتیاخوردیا اولین رئیس جمهوری منتخب گرجستان را در سال ۱۹۹۱ با تحریک هواداران خویش سرنگون کند، شوراد نادزه وزیر خارجه سابق شوروی به حمایت روسیه در بدترین شرایط سمت ریاست جمهوری گرجستان را به عهده گرفت، در همین زمان جمهوری خود مختار آبخازیا بدلیل جمعیت اکثریت مسلمان وهم بخاطر مخالفت با روند گرجی سازی در آبخازیا که از گذشته ها جریان داشت، به شورش علیه دولت مرکزی دست زد.
با این اقدام اتش جنگ داخلی در گرجستان شعله و رشد، این جنگ بوسیله مداخله ارتش روسیه پایان یافت. اما در عمل استقرار ارتش روسیه در آبخازیا به عنوان نیروی پاسدار صلح، حق حاکمیت گرجستان بر این جمهوری را کم رنگ کرد.
چندی بعد از آن عین عمل در اوستیای جنوبی عیناً تکرار شد. شورادنادزه برای آنکه بتواند مانع جدایی طلبی مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی شود، امتیازات به جمهوری خود مختار دیگری بنام آجاریا داد و در عین حال همچنان تمایلات غرب گرایانه از خود نشان داد. تا با این تغیر روش شواردنادزه ،شاید روسها نیز در سیاست خویش در مورد حمایت از جدایی طلبان تجدید نظر کند.
اما این عمل برعکس روسها را بیشتر به حمایت از جدایی طلبان ترغیب کرد، ولی گرجستان در نهایت با نزدیک شدن به آمریکا در عمل وارد حمایتهای سری از جدایی طلبان چیچن شد.
این اقدام گرجستان روسیه را برای سرنگونی دولت شواردنادزه آماده کرد.در فاصله سالهای ۱۹۹۹-۲۰۰۲ مسکو تفلیس را به پناه دادن به جنگجویان چیچن در دره پنکیسی متهم کرد. اما اتهامات وارده از سوی روسیه را، تفلیس پیوسته رد می کرد.
البته اسنادی زیادی در آنزمان ادعای روسیه مبنی بر حمایت دولت گرجستان از شورشیان چچنی را تائید میکرد، از جمله در اکتوبر سال ۲۰۰۱ نیروهای چچن به رهبری فرمانده روسلان جلایف با هماهنگی آشکار وزارت داخله گرجستان به مواضع آبخاز در شرق سوخومی حمله کردند، حمله کننده گان نه دلیلی برای توجیه حمله ایشان در دست داشتند، و نه هم از امکانات لازم لوجستکی برخوردار بودند، تا به حمله نظامی علیه جدایی طلبان آبخاز بپردازند. بلکه گرجستان همواره از شورشیان چچنی به مثابۀ ابزار فشار بر روسیه در رابط به مسایل اوستیای جنوبی و آبخازی استفاده می کرد. اما با ماجرای ۱۱ سپتمبر سیاست گرجستان در قبال شورشیان تغیر کرد، زیرا آمریکایان ۲۰۰ نفر متخصص امور نظامی خویش را تحت پوشش مبارزه با بقایای القاعده در آن منطقه اعزام کرد. وضعیت بوجود آمده در کنار مرزهای روسیه این کشوررا به خشم آورد، و بدستور مقامات رهبری ارتش روسیه جنگنده های روسی موقعیت های گوناگونی را در خاک گرجستان بمباران کردند، در آنزمان بیم آن میرفت که روسیه شاید به گرجستان حمله کند، اما با تغیر موضع شواردنادزه خطرحمله به روسیه کاهش یافت.
بهر حال باوجود تنش های بین دو کشور قرارداد برچیدن دو پایگاه نظامی روسیه از گرجستان در سال ۱۹۹۵فی مابین دو کشور امضا شد، ولی اختلافات بر سر دو پایگاه دیگر که جنبۀ استراتیژیک داشت ادامه یافت، تا اینکه در اجلاس سران سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۱۹۹۹ توافق صورت گرفت که بر اساس آن نیروهای معمولی روسیه در پایگاها مستقر میشدند، سرانجام روسیه در سال ۲۰۰۱اعلام کرد بطور کامل از دو پایگاه و ازیان و گوداوتا خارج شده است. بارویکار آمدن میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان در سال ۲۰۰۳ مسله خروج نیروهای روسی از گرجستان با سرعت بیشتر پی گیری شد، پس از ماها مذاکره در ۳۱مارچ سال ۲۰۰۶توافق صورت گرفت که تا پایان سال ۲۰۰۸بصورت کامل نیروهای روسی خاک گرجستان را ترک خواهد کرد.
بعد از آن روابط دو کشور رو به بهبود نهاد و حتی روسیه در امر استعفای آرام « اصلان آباشیدزه» رهبر شورشیان آجاریا نقشی مهمی بازی، به همینترتیب روسیه قول داد که سرمایه گذاری های خویش را در گرجستان افزایش میدهد وهمچنان گرجستان از روسیه خواست، جهت تنظیم بهتر امور مالی این کشور «کاکا بندوکیدزه» یکی از سرمایه دارانی بزرگ گرجی تبار روسیه را به صفت وزیر اقتصاد گرجستان معرفی کند. این روابط دیری نپاشید و زود دستخوش تحولات بحرانی شد. دلیل بحرانی شدن روابط دو کشور همانا مطرح شدن مجدد عضویت گرجستان در ناتو بود. تا روسیه را برای اقدامات باز دارنده ترغیب کرد، عامل اصلی این صحنه سازی ها در روابط روسیه و گرجستان را میتوان در رقابت بین آمریکا و روسیه جهت تحکیم سلطه برقفقاز جستجو کرد. زیرا دستیابی به موقعیت استراتیژیک قفقاز از اهداف استراتیژیک روسیه و آمریکا معه متحدین غربی آن است.
ريشه هاي تارخي بهران اوستياي جنوبي
اوستیای جنوبی یکی از جمله جمهوری های خودمختار قفقاز است که در اصل جز از کشور گرجستان محسوب میگرد این جمهوری ۷۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد و مساحت حدود ۳۹۰۰کیلومتر تخمین شده است. در پی فروپاشی اتحاد شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ این جمهوری نیز مثل دیگر جماهیر آسیای مرکزی و قفقاز اعلام استقلال کرد. و در پی آن آمادگی خویش را برای دفاع مسلحانه اعلام کرده و علاوه بر آن رهبران جدایی طلب این جمهوری، خود را یکی از جمهوری های شوروی خواند، به تعقیب اعلام استقلال جمهوری اوستیای جنوبی پارلمان گرجستان تصمیم حکومت خود گردان اوستیای جنوبی را رد کرد.
میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهورشوروی تدابیر در نظر گرفته از سوی گرجستان را لغو کرد و برای نیروهای شوروی مستقر در اوستیا جائیکه نیروهای ملی گرایی گرجستانی و اوستیائی با یکدیگر درگیر بودند، نیروی کمکی فرستادی تا نیروهای جدایی طلب شکست را به نیروهای گرجستانی تحمیل کرد اگر چه در اوایل بعد از اعلان استقلال اوستیای جنوبی شورای چهار جانبه متشکل از روسیه گرجستان اوستیای شمالی و جنوبی برای بررسی این مسله تشکیل شده بود، که در عین حال تفلیس چندان امیدی برای نتیجه بخش بودن مذاکرات نداشت. بناً آتش برخوردهای نظامی میان ایشان شعله و رشد، پس از آن در ۱۹ جنوری سال ۱۹۹۲ اوستیای جنوبی با برگزاری همه پرسی استقلال خود و الحاق به اوستیای شمالی را که بخشی از خاک روسیه بشمار میرود اعلام کرد وضعیت نابسامان منطقه سالهای بطول انجامید تا در نهایت بعد از امضای توافقنامه آتش بس در جون سال ۱۹۹۹ نیروهای سه جانبه متشکل از سربازان اوستیاجنوبی، گرجستان و روسیه تشکیل شد و در سراسر مرزهای گرجستان و اوستیای جنوبی برای حفظ وضع موجود مستقر شدند.
با این حال حوادث همچنان ادامه یافت درگیری ها میان گرجستان و اوستیا در اگست ۲۰۰۴ شماری زیادی تلفات برای هر دو طرف بر جا گذاشت. در همین سال جدایی طلبان اوستیای جنوبی با برگذاری همه پرستی دیگر استقلال خود را از گرجستان اعلام کردند اما کشورهای دیگر نتیجه این همه پرسی و موجودیت کشور مستقل اوستیای جنوبی را به رسمیت نشناختند. روسیه نیز استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت نمی شناسد. اما به گفته مقامات گرجستان روسیه از نفوذ خود درین منطقه برای وارد کردن فشار بر گرجستان بهره برداری میکند. ادواردکوکایتی رئیس اوستیای جنوبی در سال ۲۰۰۵اعلام کرده بود، امیدوار است در کنار اوستیای شمالی به فدراسیون روسیه بپوندند. و گفته بود که اوستیای جنوبی مستقل از گرجستان است بناً ما خواهان پیوند با روسیه میباشیم، پس ازین اظهارات میخائیل ساکوشویلی طرحی پیشنهاد اختیارات گسترده تر در امر خود گردانی این منطقه را به اوستیای جنوبی پیشنهاد کرد که از طرف اوستیای جنوبی رد شد.