قزاقستان مخالف عضويت ايران به سازمان شانگهاي است:

قزاقستان مخالف عضويت ايران به سازمان شانگهاي است:

جلات خان زاهدفیاض

سازمان همكاري شانگهاي كه قبلاً هسته گذاري شد ه است و تاهم اكنون نيز به نحوي درحال شكل گيري است. ايران نيز به عنوان عضو ناظر درين سازمان از جايگاه برخورد است كه درين اواخر درجلسه اخير اين سازمان دربشكيك،ايران خواستار تغيرموقيعت خويش ازناظر بودن به عضو رسمي درين سازمان شد، كه اين درخواست سروصداي را دربين اعضاي اين سازمان بوجود آورده است .

قزاقستان كه يكي از جمله اعضاي برجسته اين سازمان بعد از روسيه و چين است با اين درخواست ايران مخالفت كرده است. به نقل ازمنبع خبري قزاقستان نيوز و سايت خبري نووستي تمايل ايران به راه يافتن به سازمان همكاري شانگهاي موجبات نگراني قزاقستان را فراهم كرده است ، زيرا اين سازمان در مرحله تشكيل و تكميل است و تاهنوز ميكانيزم همكاري درين سازمان  تعين شده است، كه با افزودن ايران به عضويت اين سازمان ازبعد سياست خارجي ايران به نفع آستانه نيست.

نورسلطان نطربايف رئيس جمهور قزاقستان خود چيزي نگفته و به مواضع مقامات كشور اعتماد كرده اما حق تصيح آن با توجه به تغير اوضاع را براي خود محفوظ گذاشت.

رئيس جمهور قزاقستان به لحن تند درحضور رسانه ها ااعلام داشت كه قدرت هاي جهاني معترض به برنامه هسته اي ايران هستند، بدنيست كه اصول براي مسوليت پذيري خود نيزتنطيم كنند.

قاسم ژومارت توكايف رئيس پارلمان قزاقستان معتقد  است كه كشورش ضروري ميداند تا از توسعه سازمان ورعطاي عضويت به ديگر كشورانرژي وها به طور موقت جلوگيري شود زيرا تاهم اكنون معيار حقوقي براي پذيرش اعضاي جديد و ياعضو ناظر را ندارد.

"عادل كاشدكنوف" كارشناس قزاقستاني درامور چين معتقد است كه ايران مي خواهد با استفاده ازاختلاف نظرهاي امريكا و چين و نياز چين به منابع سوختي ايران و تضمين امنيت خود چه از نظر اقتصادي ويا نظامي وارد سازمان شانگهاي شود . اما شانس براي پذيرش ايران درين سازمان كمتر زيرا عضويت ايران مغاير منافع چين وساير كشور هاي عضو سازمان است. ايران درفكر انست كه با كميت عضويت درسازمان همكاري شانگهاي شايد از حمايت سياسي و نظامي اين سازمان برخوردار شود و به مثابه ابراز فشار درروابطش با امريكا ازان استفاده كند كه اين هدف به نفع اعضاي شانگهاي نيست زيرا رهبران آسياي مركزي فصل جديدي را با واشنگتن درروابط في المابين شان آغاز كرده اند ، كه عضويت ايران در سازمان  شانگهاي كشور ها ي آسياي مركزي هيچگاه نمي خواهند روابط نوپاي شانرا با غرب دچار تزلزل كنند و در جنب آن هم كشورهاي كه درآسياي ميانه منبع نفت اند ازهمكاري انرژي ها مواد سوخت ايران با چين در چارچوب سازمان خرسند  نيستند، بويژه قزاقستان كه درزمينه مواد سوخت نفتي نياز چين را فعلاً تا حدي مرفوع مي سازد كه عضويت ايران تاثيرخود بصورت مستقيم به كاهش صادرات نفتي قزاقستان ميگذارد و علاوه بران هم با عضويت ايران و شموليت دراين كشورباشگاه  پايگاه هسته اي اين سازمان براي مخالفين برنامه هسته اي ايران سوال بر انگيزاست.

 

 

بررسی و ضیعت زبان روسی درقزاقستان

بررسی و ضیعت زبان روسی درقزاقستان

 جلات خان زاهدفیاض

طبق ماده چهارم قانون مربوط به"زبان های جمهوری قزاقستان"مصوب 11جولائی سال 1998،زبان قزاقی  زبان رسمی  و دولتی این جمهوری بوده و استفاده از آن در ادارات و دستگاه های دولتی ، قانونگذاری محاکم قضائی و ارتباطات عمومی و اجتماعی الزامی میباشد. بر اساس ماده نهم همین قانون همچنین استفاده از زبان روسی همچون استفاده از زبان قزاقی (جایگاه رسمی زبان روسی) دریکی از بند های قانون اساسی قزاقستان سال 1995 نیز تصریح شده  است.

مطابق آمار رسمی %44 مردم درین جمهوری روسی نژاد استند و درکل %84مردم اعم از روسی و غیر روسی مقیم درین جمهوری به زبان روسی آشنای کامل دارند.

بیشتر کسانیکه به لسان روسی آشنای دارند و یا اصلاً  روسی نژاد استند، شهر نشین اند که طبق احصائیه ارائیه شده 92.5درصد شهر نشین .و تعداد کمتر از رقم فوق الذکر روستا نشین اند.تدریس زبان روسی درتمامی مدارس قزاقستان اعم از روسی ، مدارس ملی و مدارس مختلط مدارس که ملیتهای مختلف قزاقستان در آن تحصیل می نمائید اجباری بوده و در آموزشگاهای عالی آموزش هم بزبان روسی و هم بزبان قزاقستانی میباشد .

امور اداری و مکاتب رسمی بزبان های روسی و قزاقی بوده و مباحث و سخنرانی های پارلمان ونیز سخنرانی مقامات و مسولان دولتی به هر دو زبان و بیشتر روسی میباشد بطور کلی با توجه به ثبات سیاسی و اقتصادی موجود درقزاقستان ، تعداد دانش آموزان و دانشجویان متقاضی تحصیل بزبان روسی در حال افزایش میباشد. بدلیل وجود سیستم استاندارد واحد آموزشی درقزاقستان ( که زبان روسی نیز شامل آن می باشد) تلاش ها و اقدامات چشمگیری از طرف دولت قزاقستان بمنظور حل همه جانبه مسایل و مشکلات معلمان زبان روسی به عنوان کادرهای ملی آموزشی صورت میگیرد.

 

تاثیر انتخابات روسیه در آسیای مرکزی

تاثیر انتخابات روسیه در آسیای مرکزی

                                                                           جلات خان زاهد فیاض

 

روسیه درآسیای مرکزی حضور نظامی  دارد. صد هزار تبعۀ روسی دراین منطقه زیست می نماید. صاحبنظران معتقد اند که هرگونه تحول سیاسی در روسیه تاثیر مستقیم و یا غیر مستقیم بر سرنوشت آسیای مرکزی دارد.

آسیای مرکزی درسیاست خارجی روسیه ازجایگاه ویژه برخوردار است وبه آن عبارت "خارج نزدیک" استعمال می گردد. و یکی از محور های اساسی و اصلی سیاست خارجی روسیه راتشکیل می دهد. ولادیمیرپوتین و دیمتری مدویدوف دو رئیس جمهور روسیه است که در  رابطه به آسیای مرکزی دیدگاه مشابه  داشته و قول داده اند که سیاست روسیه درین منطقه ثابت است و ادامه خواهد یافت.

 علی الرغم اظهارات مقامات روسی و صاحبنظران درین کشور برخی صاحب نظران دیگری از جمله دکتر او وه هالباخ کارشناس موسسه سیاست و دانش آلمانی بدین نظر  است که پس از انتخابات ریاست جمهوری روسیه و جانشینی  دیمتری مدویدف تغیری درسیاست روسیه  احساس نخواهد شد. ولی دردراز مدت نسبت موجودیت  تنش بین روسیه و غرب میتواند سیاست روسیه تغیر یابد.

اگر به روابط فی مابین روسیه و جماهیر آسیای مرکزی توجه شود از زمانی فروپاشی شوروی سابق ، روسیه بیشتیرین حجم مبادلات تجاری را باجماهیر آسیای مرکزی داشته است. بناً روسیه درسیاست خود ازچند نقطه نظر به این منطقه توجه خاص مبذول میدارد.

1- ازنظر امنیتی آسیای مرکزی نقش درجه اول را برای امنیت ملی روسیه ایفا میکند

2- از نظر اقتصادی آسیای مرکزی از یکطرف نزدیک ترین بازار فروش اموال صنعتی  روسی است و از طرف دیگر دست یابی به منابع طبعی این جماهیر از هر نگاه نازلتر و سهلتر است برای روسیه .

3- اشترکات فرهنگی، تاریخی و قومی این جماهیر با روسیه

هم اکنون جای سوال اینجا است که آیا سیاست روسیه پس از روی کار آمدن دیمتری مدویدف چگونه تغیر خواهد یافت و یا بدون تغیر ادامه خواهد یافت ؟ به گفته اووه هالباخ مدویدف سیاست های قبلی پوتین در خصوص آسیای مرکزی را ادامه خواهد دادو مقامات روسی اعم ازپوتین و مدویدف اعلام کرده اند که در روابط به کشورهای سابق شوروی از اصول سیاست یکسان پیروی خواهد کرد و سیاست گدشته درقبال این کشورها محفوظ است.

سوال دوم اینست که آیا    پس از بقدرت رسیدن مدویدف در دراز مدت چه تاثیری در روابط این کشوربا جمهوری های آسیای مرکزی رونما خواهد شد؟

به نظز برخی از کارشناسان، از جمله دکتر هومن پیمان کارشناس ایرانی درمورد آسیای مرکزی وقفقاز بدین نظر است که سیاست روسیه د ردراز مدت بدنبال افزایش تنش میان غرب و روسیه میتواند تغیر کند،با توجه به تغیراتی که در سطح جهانی مخصوصاً با توجه به روابط روسیه با اتحادیه اروپا ، خصوصاً با انگلستان است تغیراتی بوجود خواهد امد. ولی این سیاسی است و در چارچوب آن سیاستی است که آقای پوتین پس از روی کار آمدنشان باقی گذاشتند یعنی این سیاست درنتیجه احیای قدرت سیاسی ،اقتصادی و نظامی روسیه بوده است . هومن پیمانی ادامه داده است که از نفوذ روسیه در آسیای مرکزی بعد از اسقاط اتحاد شوروی کاسته شده است .

ولی برخی از ازین کشورها نیز با دور شدن از غرب به روسیه پیوسته اند،مبنی بر آن روسیه سعی خواهد کرد  تا با استفاده از فرصت های موجود در آسیای مرکزی موقعیت خویش را تثبیت کند. برخی از ین کشور که بدلیل مخالفت های درونی و بعضی رویکرد های که به تمامیت ارضی ایشان صدمه میرساند به روسیه نزدیک شده اند تا از انکشاف بیشتر این رویداد های جلوگیری شود مثال ازبکستان بدلیل واقعه اندیجان تمایل چندانی به گسترش روابط به غرب نشان نمی دهد  و در سعی نزدیکی با روسیه است .

نتایج حاصله ازانتخابات روسیه و ظهوری رهبری جدید روسیه میتواند روابط روسیه و آسیای مرکزی را قابل پیشبینی سازد به نظر کاشناسان بعید است که درمیان مدت یا کوتاه مدت تغیر درجهت عکس در روابط این کشور ها با روسیه ایجاد گردد زیرا ازیکطرف مرحله گرایش به روسیه درین کشورها در حال شکل گیری است، و دوری از غرب، وازطرف دیگری سیاست این کشور ها بستگی عمیق به یکدیگر دارد زیرا انتخاب مهم جماهیر آسیای مرکزی درمنطقه و جهان روسیه است و روسیه نیز موجودیت خو را به عنوان یک قدرت جهانی و منطقه ، وابسته به آسیای مرکزی میداند بناً آینده این کشور ها تحت تاثیر آ ینده سیاسی روسیه قرار دارد و نیز متقابلاً از یکدیگر متاثر خواهد گشت.

تاریخچه روابط روسیه و گرجستان

تاریخچه روابط روسیه و گرجستان

جلات خان زاهد فیاض

پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیروهای نظامی روسی در گرجستان که از زمان شوروی درچهار پایگاه نظامی و ازیان،  گوداوتا، باتومی و آخالکالاکی مستقر بودند. درین پایگاها حدود ۷۰۰۰ سرباز، ۱۵۳دستگاه تانگ، در حدود ۲۴۰نفر بر و ۱۴۰سیستم توپخانه ای مستقر بود.

در ابتدا موجودیت این پایگاه ها و سرنوشت آینده آن به عنوان یکی از موارد اختلاف در روابط دو کشور بروز کرد. بدلیل همین اختلافات بود که روسیه توانست گامتیاخوردیا اولین رئیس جمهوری منتخب گرجستان را در سال ۱۹۹۱ با تحریک هواداران خویش سرنگون کند، شوراد نادزه وزیر خارجه سابق شوروی به حمایت روسیه در بدترین شرایط سمت ریاست جمهوری گرجستان را به عهده گرفت، در همین زمان جمهوری خود مختار آبخازیا بدلیل جمعیت اکثریت مسلمان وهم بخاطر مخالفت با روند گرجی سازی در آبخازیا که از گذشته ها جریان داشت، به شورش علیه دولت مرکزی دست زد.

با این اقدام اتش جنگ داخلی در گرجستان شعله و رشد، این جنگ بوسیله مداخله ارتش روسیه پایان یافت. اما در عمل استقرار ارتش روسیه در آبخازیا به عنوان نیروی پاسدار صلح، حق حاکمیت گرجستان بر این جمهوری را کم رنگ کرد.

چندی بعد از آن عین عمل در اوستیای جنوبی عیناً تکرار شد. شورادنادزه برای آنکه بتواند مانع جدایی طلبی مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی شود، امتیازات به جمهوری خود مختار دیگری بنام آجاریا داد و در عین حال همچنان تمایلات غرب گرایانه از خود نشان داد. تا با این تغیر روش شواردنادزه ،شاید روسها نیز در سیاست خویش در مورد حمایت از جدایی طلبان تجدید نظر کند.

اما این عمل برعکس روسها را بیشتر به حمایت  از جدایی طلبان ترغیب کرد، ولی گرجستان در نهایت با نزدیک شدن به آمریکا در عمل وارد حمایتهای سری از جدایی طلبان چیچن شد.

این اقدام گرجستان  روسیه را برای سرنگونی دولت شواردنادزه آماده کرد.در فاصله سالهای ۱۹۹۹-۲۰۰۲ مسکو تفلیس را به پناه دادن به جنگجویان چیچن در دره پنکیسی متهم کرد. اما اتهامات وارده از سوی روسیه را، تفلیس پیوسته رد می کرد.

البته اسنادی زیادی در آنزمان ادعای روسیه مبنی بر حمایت دولت گرجستان از شورشیان چچنی را تائید میکرد، از جمله در اکتوبر سال ۲۰۰۱ نیروهای چچن به رهبری فرمانده روسلان جلایف با هماهنگی آشکار وزارت داخله گرجستان به مواضع آبخاز در شرق سوخومی حمله کردند، حمله کننده گان نه دلیلی برای توجیه حمله ایشان در دست داشتند، و نه هم از امکانات لازم لوجستکی برخوردار بودند، تا به حمله نظامی علیه جدایی طلبان آبخاز بپردازند. بلکه گرجستان همواره از شورشیان چچنی به مثابۀ ابزار فشار بر روسیه در رابط به مسایل اوستیای جنوبی و آبخازی استفاده می کرد. اما با ماجرای ۱۱ سپتمبر سیاست گرجستان در قبال شورشیان تغیر کرد، زیرا آمریکایان ۲۰۰ نفر متخصص امور نظامی خویش را تحت پوشش مبارزه با بقایای القاعده در آن منطقه اعزام کرد. وضعیت بوجود آمده در کنار مرزهای روسیه این کشوررا به خشم آورد، و بدستور مقامات رهبری ارتش روسیه جنگنده های روسی موقعیت های گوناگونی را در خاک گرجستان بمباران کردند، در آنزمان بیم آن میرفت که روسیه شاید به گرجستان حمله کند، اما با تغیر موضع شواردنادزه خطرحمله به روسیه کاهش یافت.

بهر حال باوجود تنش های بین دو کشور قرارداد برچیدن دو پایگاه نظامی روسیه از گرجستان در سال ۱۹۹۵فی مابین دو کشور امضا شد، ولی اختلافات بر سر دو پایگاه دیگر که جنبۀ استراتیژیک داشت ادامه یافت، تا اینکه در اجلاس سران سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۱۹۹۹ توافق صورت گرفت که بر اساس آن نیروهای معمولی روسیه در پایگاها مستقر میشدند، سرانجام روسیه در سال ۲۰۰۱اعلام کرد بطور کامل از دو پایگاه و ازیان و گوداوتا خارج شده است. بارویکار آمدن میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان در سال ۲۰۰۳ مسله خروج نیروهای روسی از گرجستان با سرعت بیشتر پی گیری شد، پس از ماها مذاکره در ۳۱مارچ سال ۲۰۰۶توافق صورت گرفت که تا پایان سال ۲۰۰۸بصورت کامل نیروهای روسی خاک گرجستان را ترک خواهد کرد.

بعد از آن روابط دو کشور رو به بهبود نهاد و حتی روسیه در امر استعفای آرام  « اصلان آباشیدزه» رهبر شورشیان آجاریا نقشی مهمی بازی، به همینترتیب روسیه قول داد که سرمایه گذاری های خویش را  در گرجستان افزایش میدهد وهمچنان گرجستان از روسیه خواست، جهت تنظیم بهتر امور مالی این کشور  «کاکا بندوکیدزه» یکی از سرمایه دارانی بزرگ گرجی تبار روسیه را به صفت وزیر اقتصاد گرجستان معرفی کند. این روابط دیری نپاشید و زود دستخوش تحولات بحرانی شد. دلیل بحرانی شدن روابط دو کشور همانا مطرح شدن مجدد عضویت گرجستان در ناتو بود. تا روسیه را برای اقدامات باز دارنده ترغیب کرد، عامل اصلی این صحنه سازی ها در روابط روسیه و گرجستان را میتوان در رقابت بین آمریکا و روسیه جهت تحکیم سلطه برقفقاز جستجو کرد. زیرا دستیابی به موقعیت استراتیژیک قفقاز از اهداف استراتیژیک روسیه و آمریکا معه متحدین غربی آن است.

ريشه هاي تارخي بهران اوستياي جنوبي

اوستیای جنوبی یکی از جمله جمهوری های خودمختار قفقاز است که در اصل جز از کشور گرجستان محسوب میگرد این جمهوری ۷۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد و مساحت حدود ۳۹۰۰کیلومتر تخمین شده است. در پی فروپاشی اتحاد شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ این جمهوری نیز مثل دیگر جماهیر آسیای مرکزی و قفقاز اعلام استقلال کرد. و در پی آن آمادگی خویش را برای دفاع مسلحانه اعلام کرده و علاوه بر آن رهبران جدایی طلب این جمهوری، خود را یکی از جمهوری های شوروی خواند، به تعقیب اعلام استقلال جمهوری اوستیای جنوبی پارلمان گرجستان تصمیم حکومت خود گردان اوستیای جنوبی را رد کرد.

میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهورشوروی تدابیر در نظر گرفته از سوی گرجستان را لغو کرد و برای نیروهای شوروی مستقر در اوستیا جائیکه نیروهای ملی گرایی گرجستانی و اوستیائی با یکدیگر درگیر بودند، نیروی کمکی فرستادی تا نیروهای جدایی طلب شکست را به نیروهای گرجستانی تحمیل کرد اگر چه در اوایل بعد از اعلان استقلال اوستیای جنوبی شورای چهار جانبه متشکل از روسیه گرجستان اوستیای شمالی و جنوبی برای بررسی این مسله تشکیل شده بود، که در عین حال تفلیس چندان امیدی برای نتیجه بخش بودن مذاکرات نداشت. بناً آتش برخوردهای نظامی میان ایشان شعله و رشد، پس از آن در ۱۹ جنوری سال ۱۹۹۲ اوستیای جنوبی با برگزاری همه پرسی استقلال خود و الحاق به اوستیای شمالی را که بخشی از خاک روسیه بشمار میرود اعلام کرد وضعیت نابسامان منطقه سالهای بطول انجامید تا در نهایت بعد از امضای توافقنامه آتش بس در جون سال ۱۹۹۹ نیروهای سه جانبه متشکل از سربازان اوستیاجنوبی، گرجستان و روسیه تشکیل شد و در سراسر مرزهای گرجستان و اوستیای جنوبی برای حفظ وضع موجود مستقر شدند.

با این حال حوادث همچنان ادامه یافت درگیری ها میان گرجستان و اوستیا در اگست ۲۰۰۴ شماری زیادی تلفات برای هر دو طرف بر جا گذاشت. در همین سال جدایی طلبان اوستیای جنوبی با برگذاری همه پرستی دیگر استقلال خود را از گرجستان اعلام کردند اما کشورهای دیگر نتیجه این همه پرسی و موجودیت کشور مستقل اوستیای جنوبی را به رسمیت نشناختند. روسیه  نیز استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت نمی شناسد. اما به گفته مقامات گرجستان  روسیه از نفوذ خود درین منطقه برای وارد کردن فشار بر گرجستان بهره برداری میکند. ادواردکوکایتی رئیس اوستیای جنوبی در سال ۲۰۰۵اعلام کرده بود، امیدوار است در کنار اوستیای شمالی به فدراسیون روسیه بپوندند. و گفته بود که اوستیای جنوبی مستقل از گرجستان است بناً ما خواهان پیوند با روسیه میباشیم، پس ازین اظهارات میخائیل ساکوشویلی طرحی پیشنهاد اختیارات گسترده تر  در امر خود گردانی این منطقه را به اوستیای جنوبی پیشنهاد کرد که از طرف اوستیای جنوبی رد شد.